خيلی خسته بودم
صدای قطع نشدنی زنگ از خواب پروندم. گيج گيج بودم قدت تشخيص نداشتم که بفهمم زنگ چيه. حتی وقتی به ساعت نگاه کردم باز هم نفهميدم ساعت چنده. امروز چند شنبست؟ امروز رفته بودم مرکز کامپیوتر يا قرار بود فردا برم؟ شايدم ديروز رفته بودم. باز به ساعت نگاه کردم. چرا ساعت نه عقربه کوچيکه روی سه هست ؟ صدای زنگ قطع نميشد. ساعته؟ زنگ خونست؟ نه اينا که اينجوری نبود صداشون . يهو نگام به تلفن افتاد و بی اختيار گوشی رو برداشتم.
-سلام چرا گوشيتو جواب نميدی؟
به هيچ وجه معنی جمله قابل فهم نبود شايد هم اصلا نمی شنيدم!
-الوووووووو خواب بودی؟؟؟
آه ... تازه داره يادم مياد . من خواب بودم.
-الووووووو صدا مياد؟؟؟
متوجه نشدم منظورش چيه، صدای چی مياد مگه ؟؟ تلفن رو که برداشتم صدا قطع شد، الان ديگه صدا نمياد ...
-دارم ميام اونجا چی شد رفتی مرکز کامپوتر؟؟ خريدی؟؟
اينجور که پيداست پس نرفتم مرکز کامپيوتر!!! ولی برای چی بايد می رفتم؟؟
-پنج دقيقه ديگه ميرسم
سرم درد گرفته بود، انگار داشت بوق اشغال ميزد!!! شايد هم تلفن بود که داشت بوق ميزد!!